خاطره و مطالب جالب
نظر فراموش نشه

 

 

+ نوشته شده در  بیست و چهارم مهر 1393ساعت 23:56  توسط آیدین روزبه  | 

ایا میدانید کلمه ی (شیلی) به زبان اسپانیایی بوده و به معنی (پایان خشکی، برف ) میباشد؟

جالب است بدانید شیلی خشک ترین کشور جهان بوده و از راه تصفیه کردن آب دریا ها، آب خود را تامین میکند

+ نوشته شده در  بیست و چهارم مهر 1393ساعت 23:51  توسط آیدین روزبه  | 

ایا میدانید کلمه بریتانیا به زبان المانی بوده و به معنی (استعمارگر پیر ) میباشد؟

+ نوشته شده در  بیست و چهارم مهر 1393ساعت 23:48  توسط آیدین روزبه  | 

http://www.quizyourfriends.com/take-quiz.php?id=1410160916509270&a=1&

+ نوشته شده در  بیست و چهارم مهر 1393ساعت 23:46  توسط آیدین روزبه  | 

دوستان لطفا توحین نکنید 

این فحش ها شعور شمارا نشان میده

+ نوشته شده در  بیست و نهم شهریور 1393ساعت 22:48  توسط آیدین روزبه  | 

از کسانی که به این وبلاگ مراجعه می کنند خواهش می کنم به سایت www.fifplay.com بروند و به بخش

iranian league

رای دهند تا لیگ برتر ایران در بازی fifa 2015 ساخته شود.

+ نوشته شده در  هفتم فروردین 1393ساعت 14:6  توسط آیدین روزبه  | 


+ نوشته شده در  بیستم اسفند 1392ساعت 17:52  توسط آیدین روزبه  | 

تفاوت بین دهه شصت و دهه نود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیستم اسفند 1392ساعت 16:48  توسط آیدین روزبه  | 

امسال که به کلاس ششم آمده ام  فکر میکردم که کلاس ششم خیلی سخت است و حتما نمره پایین می آورم ولی پس از گذشت 1 ماه متوجه شدم که کاملا اشتباه میکردم و پایه ششم اصلا سخت نیست و کاملا اشتباه میکردم پایه ششم اصلا سخت نیست ولی نکته های زیادی وجود داد که اگر آن هارا خوب یاد نگیریم دیکر آن درس را متوجه نمیشویم. 

ادامه این مطلب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  نوزدهم آبان 1392ساعت 8:8  توسط آیدین روزبه  | 



هيچ ميدانيد تخته نرد چگونه و توسط چه کسي ابداع شد و چه فلسفه زيبا و عبرت آموزي در پس آن نهان است؟ تخته نرد توسط بزرگمهر ابداع شد و اما داستان پيدايشش در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهاردهم فروردین 1392ساعت 13:19  توسط آیدین روزبه  | 

ان چیست که شیرین است اماقند ندارد

سنگین است اما وزن ندارد؟



جواب در مطلب کلاس پنجم رو به روی عدد347

+ نوشته شده در  هجدهم اسفند 1391ساعت 19:21  توسط آیدین روزبه  | 

خیلی نظر برام اومده بود که چرا عکسات بالا نمیاد. دلیل اصلیش اینه که اون سایتی که من باهاش عکسامو آپلود کردم در حال حاضر فیلتره.

بعضی ها نظرشون چند بار تکرار میکنند. تا صاحب وبلاگ نظر رو تایید نکننه

نظر نمایش داده نمیشه. لطفاً یک بار نظر بدهید.

+ نوشته شده در  سی ام بهمن 1391ساعت 19:41  توسط آیدین روزبه  | 

چند روز پیش در مدرسه که روز ورزشم بود در کلاس با بقیه بچه ها نشسته بودیم.

ناگهان یک توپ دو لایه پلاستیکی محکم خورد توی سرم.

منم عصبانی شدم یک دفعه توپ رو پرت کردم عقب.چند ثانیه بعد یک صدای وحشتناک از ته کلاس اومد.

این صدا به قدری وحشتناک بود که هرکی نمیدونست فکر میکرد زلزله

10.9 ریشتری اومده. اقا خر ما از کرگی دم نداشت.

این توپ دو لایه مستقیماً میخوره به ساعت کلاس.

ساعت هم میفته توی سر یکی از بچه ها.  مارو میبرن دفتر.

یه جوری از من سوال میپرسیدن که انگار اصلاً کله بچه مردم

اهمیت نداره . یکی میپرسید:اگه ساعت میشکست چی؟

اون یکی میگفت:حالا باید خسارت ساعت رو بدی.

مدیر میگفت:زدی مهتابی رو شکوندی.

در صورتی که اصلاً تو کلاس مهتابی نبود.

حالا کل کلاس توی همون کلاس با اون توپ دولای...............

بازی کرده بودند.

فقط اسم من بد در رفته بود.

+ نوشته شده در  سی ام بهمن 1391ساعت 19:11  توسط آیدین روزبه  | 

شنبه ۱مهر ۱۳۹۱ من وارد کلاس پنجم شدم. ناظم ومدیر مدرسه عوض نشده بود. معلم من اقای منصوریان است. فقط معلم کلاس دوم من خانم فرهادی که کلاس دوم را درس می داد امسال کلاس سوم را درس می داد. جا دارد از معلم های سال های پیش هم تشکر کنم

 اقای منصوریان اولین معلم مرد من است. وقتی من به کلاس پنجم وارد شدم چهار تا از هم کلاسی های من نبودند و به یک مدرسه دیگر رفته بودند. امسال هم برادرم رامتین در مدرسه من است. و او کلاس اول است. اموزگار او خانم قدمگاهی است. همان اموزگار کلاس اول من است.

رامتین بعضی وقت ها در حیاط مدرسه پیش من می اید و از من می خواهد که از بوفه مدرسه برایش چیزی بخرم. رامتین بیشتر با همکلاسی های من دوست است تا با همکلاسی های خودش.                                                                                                                    347 خواب

 

 

 

 

 

 

   

+ نوشته شده در  دوازدهم دی 1391ساعت 13:28  توسط آیدین روزبه  | 

پایان کلاس چهارم-

فردا کلاس چهارم من تمام می شود. امسال برایم خیلی سخت بود. در سال ۱۳۹۰ هم کلاس دوم بودم هم کلاس سوم و هم کلاس چهارم . امسال تابستان نداشتم - البته مسافرت زیاد رفتم ولی خیلی نگران بودم-

مادرم برای قبولی من در کلاس سوم در تمام تابستان خیلی تلاش کرد از او متشکرم

او همیشه نگران مدرسه من است.

من همه معلم هایم را دوست دارم خیلی زیاد

خانم قدمگاهی کلاس اول

خانم فرهادی کلاس دوم

خانم داداشی کلاس سوم

خانم موسی قلی کلاس چهارم

از خداوند برای همه این معلمان عزیزم و بقیه معلم های مدرسه ارزوی سلامتی دارم.

دلم می خواهد از آقای مسکنی معاون مدرسه هم تشکر زیاد بکنم خیلی برای مدرسه زحمت می کشد.

خانم خزایی هم مدیر مدرسه است. او هم خیلی زحمت برای مدرسه می کشد. پدرم می گوید اداره مدرسه خیلی کار سختی است -  مدیر و معاون و انجمن اولیا برای  بهتر شدن مدرسه خیلی تلاش می کنند.

 

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:57  توسط آیدین روزبه  | 

به نام خدا

از شما خانم موسی قلی متشکرم که به ما در کلاس چهارم اموزش دادی و تربیت کردی  و درس های زیادی به ما آموختی

شما ما بچه ها را تربیت کردی و ما را با سواد بیشتر به کلاس بالاتر فرستادی

شما برای تربیت ما  تلاش و کوشش بسیار کردی- به ما ریاضی تاریخ جغرافی مدنی علوم فارسی (خواندن و نوشتن) ...  آموختی

برای همه چیز از شما متشکرم

 

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:45  توسط آیدین روزبه  | 

چوب انواع مختلفی دارد که برخی از مهم ترین آنها در کشور ما عبارتند از:

ادامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهاردهم آبان 1390ساعت 21:40  توسط آیدین روزبه  | 

اینک که به کلاس چهارم آمده ام دوست دارم از معلم کلاس سوم خودم  در تابستان  تشکر کنم. مدتی که با او بودم خیلی کم بود اما خیلی چیزها از او یاد گرفتم.

خانم داداشی

متشکرم که توانستی یک سال تحصیلی را در  مدت یک ماه به من  و دوست خوبم محمد مهدی فراهانی بیاموزی .

در روزهای گرم تابستان با زبان روزه به مدرسه آمدی و خوراکی خوردن من و دوستم را دیدی و کلاس سوم را به ما آموختی

خیلی دوستت دارم.  شما خیلی مهربان هستید. خوش به حال بچه های کلاس سوم چون یک سال از شما چیزهای خوب یاد می گیرند .

کلید واژه: خانم داداشی

+ نوشته شده در  چهاردهم آبان 1390ساعت 21:37  توسط آیدین روزبه  | 

سلام پسر خوبم – عزیزم

این کلمه ها پاسخ همیشگی خانم فرهادی به سلام های من است.

سلام خانم فرهادی

یک سالی که با شما بودم خیلی خوب بود اولش فکر می کردم کلاس دوم سخت است. ولی با کمک شما توانستم کلاس دوم را خوب یاد بگیرم – با تشویق شما و مادر دوستم محمد مهدی فراهانی  تابستان کلاس سوم را خواندم. سخت بود ولی با دعای خیر شما توانستیم کلاس سوم را بخوانیم.

روزهای قشنگ کلاس دوم و ستاره های روی دیوار همیشه به یادم خواهد ماند .

از خداوند بزرگ سلامتی شما را آرزو دارم.

کلید واژه: خانم فرهادی

+ نوشته شده در  چهاردهم آبان 1390ساعت 21:35  توسط آیدین روزبه  | 

امیر محمد قزی اسم دوست خوبم در شهر مشهد است که امسال نتوانستم عید به مشهد بروم و او را ببینم دلم برایش تنگ شده و این عکس مربوط به دو سال پیش او است را گذاشتم تا هم او را یاد کنم هم مشهد را انشالله بعد از امتحانات خرداد می بینمش عکس جدید می اورم
+ نوشته شده در  سی ام فروردین 1390ساعت 16:55  توسط آیدین روزبه  | 

سلام

من از دانش اموزان عزیزی که خواسته بودند سوالات علوم را زودتر کامل کنم تشکر می کنم و می گویم سوالات را امروز برای همه ی درس ها کامل کردم با کمک پدرم.

از معلم خوبم خانم فرهادی هم خیلی زیاد تشکر می کنم.

در ضمن عکس های وبلاگ من چند روزی است نمایش داده نمی شود به خاطر مشکل سایتی است که عکس ها را فرستاده ام. اگر تا چند روز دیگر عکس ها نشان داده نشود جایش را عوض می کنم.

سلامت باشید چهارشنبه سوری مواظب خودتون باشید

+ نوشته شده در  بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 14:28  توسط آیدین روزبه  | 

امروز پس از 4 ماه درس خواندن کارنامه ام را گرفتم. نمره های من همه در سطح خیلی خوب بود. خیلی خوب بودن نمره های من نتیجه زحمت های معلم خوبم و مادر عزیزم است. من از معلم بسیار خوبم که در این چهار ماه تلاش بسیاری کرده است تا من و هم کلاسی هایم به این جا برسیم سپاس گزارم. از خدای مهربان آرزوی سلامتی برای معلم خودم خانم فرهادی دارم من امشب این دیکته ام را برای تشکر  از او در وبلاگ خودم نوشتم.

 

+ نوشته شده در  یازدهم بهمن 1389ساعت 10:55  توسط آیدین روزبه  | 

مصلی سامن - روح من

 



 

+ نوشته شده در  یازدهم بهمن 1389ساعت 10:22  توسط آیدین روزبه  | 

باغ انگور باباجون در سامن- تقدیم به او که اونجا را خیلی دوست داره منم همینطور -چه حالی می ده

باغ پسر عموی بابا جون - گل بازی خیلی حال می ده

 مصلی سامن - من و رامتین

  

امام زاده ابراهیم - تجر - سامن-

اگر رفتید حتما برید قشنگه

 امیدوارم دلتون گردو و باغ گردو نخواهد- باغ گردوی باباجون

این عکس خیلی قشنگ را هم پسرعموم مهدی با موبایل نوکیا گرفته

 

+ نوشته شده در  یازدهم بهمن 1389ساعت 10:17  توسط آیدین روزبه  | 

+ نوشته شده در  یازدهم بهمن 1389ساعت 9:38  توسط آیدین روزبه  | 

نام کتاب: پند وقند

نام نویسنده: محمد میرکیانی

داستان در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  نهم دی 1389ساعت 20:12  توسط آیدین روزبه  | 

نام کتاب: خدایا شکر

نام نویسنده: داریوش صادقی

رامین امسال 7 سال دارد و به مدرسه می رود. من دست، پا، سواد، پدر، مادر دارم. بعضی از انسان ها برخی از این نعمت ها را ندارند و زندگی برای آن ها سخت تر از بقیه است. خدا همه چیز به من داده است هر کس خدا را شکر کند خداوند همه چیز به اومی دهد خداوند بسیار مهربان و بخشنده است و چیزهایی به ما داده است که دیگران ندارند. خدایا شکر دوستت دارم.

پیان داستان.

نعمت هایی که خدا به ما داده است باید قدر آنها را بدانیم وهمیشه شکرگزار خدا باشیم هر کس شکرگزار نعمت های خدا باشد خداوند همه چیز به او می دهد.

 

+ نوشته شده در  نهم دی 1389ساعت 20:4  توسط آیدین روزبه  | 

نام کتاب: بخش از کتاب سیمای محمد بر گرفته از برخی سایت های اینترنت

نام نویسنده: علی شریعتی

 مدتی بود وقتی که حضرت محمد (ص) از یک کوچه ای عبور می کردند یک جوان یهودی همیشه از پشت بام خاکستر بر سر حضرت می ریخت. بعد از چند روزی هنگام عبور از همان کوچه خاکتر بر او ریخته نشد . حضرت فرمودند: رفیق ما امروز به سراغ ما نیامد مردم گفتند او بیمار است. پیامبر نیز به ملاقات او رفت. جوان یهودی نیز از این رفتار پیامبر بسیار شرمنده شد.

پیام داستان

همیشه نباید جواب بدی را با رفتار بدی داد رفتار خوب می تواند رفتار بد برخی  ادم ها را خوب کرد مثل پیامبر که به جواب رفتار بد را با رفتار خوب داد.

+ نوشته شده در  نهم دی 1389ساعت 20:3  توسط آیدین روزبه  | 

خلاصه داستان

نام کتاب : در خانه

نام نویسنده: اعظم تبرایی

سامان پسر خیلی خوبی است وقتی از خواب بیدار می شود به پدر ومادرش سلام می کند دست و صورتش را می شوید. اخم نمی کند از توی ظرف میهمان میوه یا شیرینی برنمی دارد. اسباب بازی هایش را به میهمان می دهد به موقع می خوابد و صبح زود بلند می شود. در پهن کردن لباس ها به مادرش کمک می کند. اگر کسی خواب باشد سر و صدا نمی کند. در جمع کردن سفره کمک می کند و با یک دستمال مرطوب گردگیری می کند.

پیام داستان

باید کار خوب انجام دهیم. خوش اخلاق باشیم اخم نکنیم وبه حرف های پدر و مادرمان  گوش دهیم در کارهای خانه به انان کمک کنیم. با وسایل خانه بازی نکنیم تا آنها از ما راضی باشند.

+ نوشته شده در  نهم دی 1389ساعت 19:58  توسط آیدین روزبه  | 

خلاصه کتاب :خطر در خانه

 نویسنده : اعظم تبرایی

سارا دختر خیلی خوبی بود. او در خانمه به وسایل برقی و وسایل آشپزخانه دست نمی زند او به سماور، اطو، چرخ گوشت، وسایل خیاطی، دوشاخه برق، شیر گاز و چاقو دست نمی زند و موقع بازی در خانه جای خطر ناک پنهان نمی شود. او از طبقه های کمد بالا نمی رفت و از نرده پشت بام آویزان نمی شد پدر و مادر سارا خیالشان راحت بود. چون می دانشتند او به چیزهای خطرناک و داغ دست نمی زند. و در خانه را به روی غریبه باز نمی کند.

پیام داستان:

بچه ها نباید به وسایل برقی و گازی و خطرناک و تیز و داغ دست بزنند. حتی اگر کار کردن با این وسایل بلد باشند. باید به حرفهای پدر و مادر خوب گوش بدهند
+ نوشته شده در  نهم دی 1389ساعت 19:55  توسط آیدین روزبه  | 

مطالب قدیمی‌تر